خرید بک لینک
قطره کوچولو از دل ابری زاده شد...خوشحال و خندان و پرشور... قطره ، جهان را از پس چشمهایش زلال میدید! چون آب....در آسمان آبی قوطه ور بود... با ستاره ها دست میداد و با ماه هم نشین بود...تا جایی که دیگه ق

برچسب: نویسنده: آرین نجفی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 9:40

استاد زبان تخصصی مون گاهی یه جدول میداد حل کنیم و به 5 نفر اولی که حل میکردن نیم نمره پایان ترم میداد!

یبار بعد پخش کردن برگه ها فهمیدیم به جای برگه پرسش نامه، پاسخ نامه رو کپی کرده!

به قول خودش : "عملیات با شکست روبه رو شد"

برچسب: نویسنده: آرین نجفی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 9:40

یه اتفاقی که خیلی دوست داشتم دربارش بنویسم یهویی یادم اومد... تو مشهد که بودم برای کمیته تحقیقات، برای اختتامیه مدرسه تابستونه، جشنی گرفته بودن و مسابقاتی میزاشتن... توی یکی از این مسابقات اسم یکی از بچه ها بود سلمان فارسی!

برچسب: نویسنده: آرین نجفی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 9:40

هلیا داری چیکار میکنیییییییییی؟؟؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: آرین نجفی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 9:40

سلام... خوبین دوستان؟

حیف و صد حیف که قرار بود با انرژی برگردم با کلی خاطره جذاب... ولی متاسفم که میگم حالم خوب نیست...

نه روحی و نه جسمی... و کلافه ام...

یه زمانی تمام انرژی های منفی رو از خودم و اطرافیان میگرفتم و تو خودم حل و نابود میکردم... سنگ صبور همه بودم... الان نمیدونم چم شده تا یکی میخواد یه ذره درد دل کنه به حدی حالم بد میشه که به مرز بالا اوردن و بیهوشی میرسم....

حتی حس میکنم دچار حملات عصبی خفیف میشم گاهی...

اگه میتونید راه حلی بهم بدین... حتما با من در میون بزارید...

مرسی

برچسب: نویسنده: آرین نجفی تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 9:40

صفحه بندی